دکتر مسعود اصغرپور
ساعت 17:41
ابر ماتم زده از صاعقه می خورد کتککوچه باران شد و در گریه مرا کرد کمککوکب بخت مرا هیچ منجّم نشناختناله از دست منجّم بکنم یا ز فلکدلربایی همه آن نیست که عاشق بکشندمعرفت نیست که بر زخم بپاشند نمکبه ارادت بکشم درد که درمانم از اوستبه حلاوت بخورم بار دگر دوز و کلکشمع هر جمع مشو تا که نسوزی ما راناز و زیبای مرا نیست نیازی به بزکهر که از کوچه ی معشوقه ی ما می گذردگفته باشم که سرش می شکند ای به دَرَکدکتر مسعود اصغرپور
برچسب:
نویسنده: آرمان زارعی
تاريخ: پنجشنبه
14 تير
1403 ساعت: 23:59